
گاهی اوقات وقتی به گذشته نگاه می کنم ، گویی هاله ای سیاه رنگ می بینم. در پس این هاله کوهی از اشتباهات را می بینم. بدنم سرد می شود . طبق عادت خواب هایم می گویم که امیدوارم رویا باشد ، اما می فهمم که این کابوس حقیقت است. حقیقت تلخ من است. آری وجود من است که نمایان شده. وجودی که همیشه فکر می کردم وجود ندارد. تلفیق وهم و واقعیت زندگی مرا در هم پیچیده و خواب آلودگی رویت مسیر را برایم دشوار ساخته است. زندگی ، توهم یا واقعیت ، مساله این است! ...
ادامه مطلب